تبليغاتX
منو رها کن از این حس تنهای

احساس تنهای

 

یه اتاق تاریک 

یه سکوت بهود آلود

یه آرامش مسموم

یه آهنگ ملایم

یه زمان که هر گز نمی گذره

یه جمله عمیق وسط آهنگ

بی تو من در همه شهر غریبم

و یه قطره اشک که رو گونه هام لغزید

بهم بفهمونه چقدر دلم واسعه داشتنت تنگ شده

امشب دستام بهونه دستاتو داره

چشمام حسرت یک نگاه اون چهره معصوم

یه بهد غریب تو گلوم لونه کرده

یه احساس غریب تر داره تبر به ریشه بودنم می زنه

دلم واسعه روزای آفتابی گذشته بی تابی می کنه

باهام بد جوری دل تنگ پا گذاشتن به جاده بارون زدهی خیالته

چقدر سخته آرزوی کسی رو داشتن که آرزو تو نداره

چقدر سخته دل تنگ کسی بودن که دل تنگ دیگریه

خواستم رو یادت خط بکشم

دیگه دل تنگت نباشم

از جام بلند شدم چراغهای اتاقو روشن کردم سکوتو شکستم

آهنگ رو قطع کردمو اشکامو پاک

اما قطری بعدی اشکم رو گونه هام سر خورد

تا بهم بفهمونه

هنوزم دل تنگتم هنوزم دل تنگتم ............................

 

+تاریخ سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت 16:6 نویسنده بهزاد |