تبليغاتX
منو رها کن از این حس تنهای

احساس تنهای

 

 

با که گویم که غم یار مرا پیرم کرد

روح من را بگرفت و به زنجیرم کرد

دوستان هدیه دهیدم به دعای مرگم

ناله ی عشق اسیر غم شبگیرم کرد

بگویید به خاکم بنویسند که از عشق نمرد

مرد در این دارمکافات ولی هیچ نبرد

مرد از درد فراغ و غم هجران و غم وصل عزیز

رفت و دنیا را به دو دست اهل دنیا بسپرد

تا که بودم نبودی به برم

نزدی ثانیه ای دست نوازش به سرم

تو دعا کن که روم از دنیا

تا ز هجران و غمت ثانیه ای جان نکنم

با که گویم که غم یار مرا پیرم کرد

روح من را بگرفت و به زنجیرم کرد

دوستان هدیه دهیدم به دعای مرگم

ناله ی عشق اسیر غم شبگیرم کرد

بگویید به خاکم بنویسند که از عشق نمرد

مرد در این دارمکافات ولی هیچ نبرد

مرد از درد فراغ و غم هجران و غم وصل عزیز

رفت و دنیا را به دو دست اهل دنیا بسپرد

تا که بودم نبودی به برم

نزدی ثانیه ای دست نوازش به سرم

تو دعا کن که روم از دنیا

تا ز هجران و غمت ثانیه ای جان نکنم

 

         

+تاریخ سه شنبه هفدهم مهر 1386ساعت 22:37 نویسنده بهزاد |